تبليغاتX
فیلمسازی آبیدر فیلم
فیلمسازی
آموزش تصویر برداری و فیلمسازی
بدون شرح   !

 

بدون شرح !

2 نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 18:18  توسط یاسین محمدی   | 

استاد حسين عليزاده
استاد حسين عليزاده در سال 1330 در تهران به دنيا آمد. در هنرستان موسيقي ملي نزد هوشنگ ظريف، علي اكبر شهنازي و حبيب الله صالحي به فراگيري تار پرداخت . پس از دريافت ديپلم از هنرستان در سال 1349 به گروه موسيقي دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران راه يافت و نزد اساتيدي همچون اكبر شهنازى، نورعلى برومند، يوسف فروتن، عبدالله دوامى، هوشنگ ظريف و ... فراگيري موسيقي ايراني را ادامه داد.
در دوران تحصيل با اركستر ايراني تالار رودكي همكاري داشت. و از فصل هنري 1352-51 با گروه هاي مركز حفظ و اشاعه موسيقي در جشن هنر شيراز به اجراي برنامه پرداخت. در سال 1355 به اتفاق پرويز مشكاتيان گروه عارف را تشكيل داد و برنامه هاي متعددي را در داخل و خارج از كشور به اجرا درآورد.
او خود نيز هميشه در جست و جوى راههاى ديگرى بوده كه ديگران نرفته اند در اين سالها عليزاده استعداد خود را محدود به تقليد و تكرار فرم هاى گذشتگان نكرده و در جست و جوى راههاى تازه تر بوده است استاد عليزاده بر خلاف بسياري ديگر از هنرمندان كه فقط به اجراي موسيقي به شكل كاملا" سنتي آن مي پردازند، نوآوري هايي داشته است. مانند ابداع مقام داد وبيداد ( گوشه داد از ماهور و بيداد از همايون، آلبوم هاي راز نو با همكاري گروه هم آوايان و زمستان است با صداي استادشجريان) همچنين اجراي پلي فونيك آواز ايراني ( رازنو، آواي مهر و ...)
استاد عليزاده در سال هاي اخير در آلبوم هاي "زمستان است" ، " بي تو به سر نمي شود" و "فرياد" با استادشجريان ،كيهان كلهر و همايون شجريان به عنوان سرپرست گروه و آهنگساز همكاري داشته است.
فعاليت هاي هنري استاد:
سرپرستي گروه هاي همنوازي مركز حفظ و اشاعه موسيقي ، سرپرستي گروه شيدا، گروه عارف و گروه سازهاي ملي، شركت در چهار دوره هنر شيراز، شركت در اجراي باله گلستان اثر موريس بژار كنسرت ها: كنسرت نوا ( جشن هنر شيراز)، شورانگيز ( تالار وحدت)، كنسرت به نفع زلزله زدگان گيلان( تالار وحدت)، كنسرت به نفع شوراي كتاب كودك ( تالار وحدت، فرهنگسراي بهمن)
خارج از كشور:
فستيوال لوس آنجلس، فستيوال هنرهاي شرق بولونيا ( ايتاليا)، كنسرت در مراسم افتتاح شهر موسيقي ( پاريس)، كنسرت در موزه واشنگتن، كنسرت به دعوت موسسه جهاني موسيقي( نيويورك) كنسرت هاي گوناگون در راديو فرانسه، بلژيك، سوئد، كنسرت در دانشگاه سياتل (آمريكا) ، دانشگاه ييل (آمريكا)، آلبرت هال لندن، كنسرت با هنرمندان هندي در لوس آنجلس و سانفرانسيسكو.
فعاليتهاي آمورشي :
تدريس در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، مركز حفظ و اشاعه موسيقي، كانون فرهنگي- هنري چاووش، هنرستان موسيقي، و كلاسهاي خصوصي، عضويت در هيات علمي دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران، رياست هنرستان موسيقي(پسران)
خارج از كشور:
تجزيه و تحليل موسيقي ايران در مراكز آموزشي و هنري آلمان و فرانسه، شركت در سمينار شرق شناسي دانشگاه يو. سي. ال. اي. (آمريكا)، دانشگاه سياتل (آمريكا).
آثار آموزشي:
ده قطعه براي تار( كتاب، چهار جلد)، رديف ميرزا عبدالله ( اجرا با تار و سه تار)، دستور سه تار( كتاب)، آموزش سه تار ( اجراي كتاب اول و دوم هنرستان)، رديف مقدماتي ( كتاب سوم هنرستان).
هم نوايي براي سازهاي ايراني:
نوا، سواران دشت اميد، حصار، سرودهاي آذربايجان، شورانگيز، راز و نياز. صبحگاهي، نوبانگ كهن و آواي مهر.
تكنوازي(شيوه سنتي):
ماهور(تار) و سه گاه ( هجراني) ‌‌‌‌"تار"
تكنوازي ( شيوه ابداعي):
تركمن ( سه تار)، پايكوبي (سه تار)، هم نوايي ( تار)، نوا (تار)، همايون( سه تار)، راست پنجگاه(تار) و چهارگاه و بيات ترك.
اركسترال:
ني نوا، عصيان، وارياسيون هاي كردي.
موسيقي فيلم:
چوپانان كوير ( حسين مجوب)، دلشدگان ( علي حاتمي)، گبه ( محسن مخملباف)، زماني براي مستي اسب ها و لاك پشت ها هم پرواز مي كنند ( بهمن قبادي)، ميراث كهن، زشت و زيبا( احمد رضا معتمدي)
2 نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 9:30  توسط یاسین محمدی   | 

بهمن قبادي : موسیقی ناظری مثل همیشه شنیدنی بود
موسیقی شهرام ناظری مانند همیشه خوب و شنیدنی بود و خیلی خوشحالم که بعد از مدتها موسیقی فولکلور منطقه "شکاک" را شنیدیم.

بهمن قبادی کارگردان سینما با بیان این مطلب در خصوص ویژگی های کنسرت گروه "مولوی" به خوانندگی شهرام ناظری به خبرنگار مهر گفت : سازبندی ، ترکیب وچیدمان سازها کنار هم رنگ و بوی خاصی داشت به خصوص حضور ساز دیوان در اجرای مقام های کردی تازگی کم نظیری داشت و به نوعی حس نوستالژیک مرا نسبت به مقام های کردی برانگیخت .

این فیلمساز در ادامه افزود : دو قطعه کردی منطقه شکاک مربوط به منطقه مرزی بین ایران،عراق و ترکیه بود که به معنای واقعی منطبق با موسیقی فولک آن منطقه خاص اجرا شد و امیدورام که شهرام ناظری در آینده چنین کنسرت هایی را در ایلام ، کرمانشاه و کردستان اجرا کند چراکه به اعتقاد من مردم این مناطق بیش از مردم تهران نیازمند موسیقی بومی خودشان هستند برهمین اساس حضور هنرمندانی چون ناظری و یا گروه کامکارها در این مناطق مهم و ضروری است .

وی در پایان با اشاره به برخی مشکلات در اجرا گفت : عمده ترین مشکل کنسرت گروه موسیقی "مولوی" مشکل صدا بود البته این معضل تنها مربوط به این کنسرت نمی شود بلکه کیفیت نازل صدا و صدابرداری مشکل همه کنسرت های موسیقی در ایران است.   

2 نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 9:23  توسط یاسین محمدی   | 

وقتی لاك پشت‌ها پرواز می‌كنند

وقتی لاك پشت‌ها پرواز می‌كنند
من
زبان سينمائی
كردستانم

بهمن قبادی پس از جلسه نمايش فيلم سينمايی "لاك‌پشت‌ها هم پرواز می‌كنند" در حاشيه جشنواره فيلم كوتاه تهران گفت: هميشه سعی كرده‌ام رنج‌ها و دردهای افرادی را كه در مناطق كرد‌نشين زندگی می‌كنند، منعكس كنم....

رنج و درد و جنگ جزئی از زندگی كردها شده است. وقتی به گذشته برمی‌گردم احساس می‌كنم در يك دالان تنگ و تاريك كه حاصل از جنگ است بزرگ شدم و فكر می‌كنم تا ابد در اين سرزمين جنگ باشد و هيچ‌كس نمی‌تواند آن را نجات دهد.

در كشورهای منطقه برای كسانی كه در مناطق كردنشين زندگی می‌كنند هيچ‌گونه‌ سرمايه‌گذاری انجام نمی‌گيرد، چون آنها درمناطق مرزی زندگی می‌كنند. من به اين موضوع معترض هستم و اسلحه‌ام دوربين من است و هميشه سعی كرده‌ام رنج و دردهای افراد آن منطقه را منعكس كنم.

در بسياری از فيلم‌هايی كه قبل و بعد از انقلاب ساخته شده است كردها را به شكلی نشان داده‌اند كه در لباس‌هايشان تفنگ و گلوله نگه‌می‌دارند، اما هيچوقت به آنها اعتراض نمی‌شد. حالا كه من دو فيلم با موضوع انسانی ساخته‌ام مرتب به آن اعتراض می‌شود. تمامی اين دردها دغدغه‌های شخصی من است و فكر می‌كنم اگر همه را بی‌مسئله نشان دهم ديگر كسی نگران اين ملت نيست. با وضعيتی كه در حال حاضر در كردستان به وجود آمده، سينما مانند ويروس به جان جوانان افتاده و مطمئنا چند سال ديگر افرادی با نگاهی غير از نگاه من به كردها فيلم خواهند ساخت.

به من گفته بودند سه ماه اين فيلم اكران می‌شود كه پس از گذشت يك ماه از اكران، فيلم را  از پرده سينماها برداشتند .

قبادی كه پيش از فيلم ديدنی "زمانی برای مستی اسب‌ها" از او ثبت شده در پاسخ به سئوالی درباره نگاه او نسبت به نيروهای آمريكايی، گفت: در اين باره نمی‌خواهم قضاوت كنم و همه چيز را در اين مورد در لايه‌هايی پنهانی فيلم نشان داده ام و نمی‌خواهم هيچ داوری انجام دهم و در هيچ كجای فيلم هم شعار نداده‌آم.

برای 2 سال آينده, 4 فيلم نامه دارم كه يكی از آن‌ها درباره"بيجه" (قاتل پاكدشت) است و تمام تلاشم اين است كه در فيلم نامه‌های بعدی ام يك نگاه جهانی داشته باشم و به زبان جهانی در سينما دست پيدا كنم.

بهمن قبادی همچنين درباره توقف اكران فيلم" لاك پشت‌ها هم پرواز می‌كنند"گفت: من به مسئولان اكران فيلم 3 روز مهلت داده ام تا اكران" لاك پشت ها..." از سر گرفته شود و تا اتمام موعد مقرر ادامه يابد. در غير اين صورت ديگر در ايران فيلم نخواهم ساخت.

2 نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 16:33  توسط یاسین محمدی   | 

آنجلينا جولي»در فیلم بهمن قبادی

به گزارش فارس، «بهمن قبادي» در مصاحبه جديدي كه با روزنامه نيويورك تايمز داشت، در مورد مشكلات فيلمسازي در كشور عراق اظهار داشت: گردهم آوردن عوامل يك گروه توليد در عراق مشكل است. در كردستان عراق فيلمنامه‌نويس حرفه‌اي يا دستيار خوبي وجود ندارد و تو بايد خودت همه‌ كارها را به تنهايي انجام دهي.

وي افزود: من گاهي براي يافتن بازيگر مجبورم كه حتي به روستاهاي دور افتاده بروم و متقاعد ساختن آنها براي اينكه اصلا سينما چيست، حقيقتا كار مشكلي است.

«قبادي» درباره اينكه چرا اكثر فيلم‌هايش را مناطق مرزي ميان ايران عراق و يا عراق و تركيه ساخته است، گفت: من در بانه متولد شده‌ام و اين شهر نزديكترين شهر مرزي ايران به عراق است كه بسيار هم منطقه خطرناكي است و در زمان جنگ قربانيان زيادي داد. جالب آن كه در آن زمان، روستايي كه من به مدت سه ماه به آن فرار كردم، همان مكاني بود كه بعدها فيلم «زماني براي مستي اسب‌ها» را ساختم.

وي افزود: من از همان كودكي معناي مرز را ياد گرفتيم. من با حال و هواي مرز به خوبي آشنا هستم. هم‌اكنون قريب به 40 ميليون كرد در چهار يا پنج كشور ساكن هستند، حتي تعدادي نيز در روسيه و اروپا زندگي مي‌كنند كه همگي با مرز از هم جدا شده‌اند. بسياري از اعضاي خانواده من در كردستان عراق زندگي مي‌كنند و من بايد ماه‌ها و يا حتي يك سال منتظر بمانم تا بتوانم به ديدن آنها بروم.

وي در ادامه در جواب به اين سؤال كه چرا موسيقي تا به اين اندازه براي او در فيلم‌هايش مهم است تا جايي كه دو تا از شخصيت‌‌هاي اصلي فيلمش را موسيقدان بوده‌اند، گفت: من هيچگاه نمي‌خواستم فيلمساز شوم، بلكه هميشه آرزو داشتم كه يك موسيقيدان شوم، من عاشق موسيقي هستم، تا آنجا كه با موسيقي فيلم مي‌سازم، غذا مي‌خورم، مي‌خوابم و حتي فكر مي‌كنم. موسيقي مرا به سرزمين روياها مي‌برد و سطح خلاقيت مرا بالا مي‌برد، من مي‌توانم با موسيقي به سرزمين‌هاي دور سفر كنم و آن وقت است كه داستان و يا سوژه‌اي به ذهن من مي‌رسد كه بعد من آن را ثبت مي‌كنم.

اين كارگردان ايراني در ادامه درباره اينكه چرا در همه فيلم‌هايش به جزء «نيوه‌مانگ» از نابازيگر استفاده كرده است گفت:من با بازيگران حرفه‌اي كار كرده‌ام و تجربه بسيار خوب بوده است ولي كار با بازيگران غير حرفه‌اي از پيچيدگي كمتري برخوردار است و در كل بسيار راحت‌تر است.

وي افزود: البته بايد بگويم كه من در آينده نيز با بازيگران حرفه‌اي كار خواهم كرد و هم‌اكنون در حال جستجو براي يافتن بازيگر آمريكايي مناسب براي فيلم بعدي‌ام هستم، يك بازيگر زن كه با من كار كند.

وي گفت: در نظر دارم كه يك فيلم انگليسي -كردي بسازم و دليلم براي اين كار اين است كه چنين‌ فيلمي مي‌تواند در سطح وسيع‌تري، در كشورهاي بيشتري، ديده شود و بالطبع درآمد، بيشتري به دست آورد، زيرا فيلم‌هاي مستقل اصولا فيلم‌هاي فقيري هستند، قربانياني هستند كه به راحتي نمي‌توانند راه خود را پيدا كنند.

وي گفت: در نظر دارم تا در پروژه بعدي‌ام از ستاره‌ها استفاده كنم كه البته به نظر من اگر بتوانم كاري كنم كه آنها در قالب‌هاي شخصيتي بومي قرار بگيرند، به آنچه مي‌خواهم مي‌رسم.

قبادي در پايان اظهار داشت: اين يكي از ايده‌هايي است كه من سعي مي‌كنم كه به آن برسم و به نظرم در اين زمينه بازيگري مثل «آنجلينا جولي» مي‌تواند مورد مناسبي براي ايفاي نقش در فيلم بعدي من باشد.

منبع:خبرگزاری فارس

2 نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 9:39  توسط یاسین محمدی   | 

نقد هالیوود ریپورتر بر نیوه مانگ(ترجمه :فرید عباسی)

 

 

 

بهمن قبادی و رابرت دنیرو در نیویورک

بهمن قبادی و رابرت دنیرو در نیویورک

 

هالییود ریپورتر         کرک هانیکات

تورنتو :  مانند بیشتر فیلم های قبادی نیوه مانگ سفری است ناهموار و گیج کننده به میان چشم اندازهای کردستان ایران . سرزمینی فراموش نشدنی ، تصوراتی سحر آمیز ، سرنوشتی غم انگیز و شخصیت های احساساتی . نیوه مانگ نمایی بیشتر غم انگیز را به قبادی نشان می دهد ولی حس پذیرفتن تقدیر و سرنوشت وجود دارد که حتی مرگ هم شانس بد نیست.

مرثیه ی موزارت قبادی را دراین داستان رهبری کرده است . فیلم سرگل فیستیوالی سالیانه آهنگ سازها که در وین دور هم جمع شده بودند بود . تمام کارهای جدید در تمام رشته ها شامل سینما در تورنتو از موزارت به عنوان الهام استفاده می کنند. قبادی می گوید مرثیه ی موزارت احساساتی بسیار نزدیک  به سرزمین کردستان دارد . و نقش اصلی فیلم مردی سالخورده به نام مامو (اسماعیل غفاری) که به نوعی روح موزارت را در فیلم مجسم می کند .

فیلم قبادی توسط تهیه کننده های غربی تهیه شده است . دو فیلمبردار خوب او نیل بلاک و کرایگت بون هستند . فیلم زیبایی که مورد علاقه ی بسیاری از جشنواره ها در سرتاسر دنیا است .

مامو هفت ماه است که  منتظر اجازه برای برپایی کنسرتی در کردستان عراق است  در حالی که پایش لب گور است . او 35 سال است که هیچ کنسرتی را در آنجا برگزار نکرده است و یک اتوبوس مدرسه را فراهم می کند که او را به دور کشور ببرد تا تمام پسران نوازنده اش را جمع کند . بزرگترین نظر او برای کنسرت انتخاب یک زن برای خوانندگی است و به یک زن خواننده احتیاج دارد. وقتی به او اجازه داده می شود که کنسرت را اجرا کند این بار مشکلش این است که خواننده های زن در ایران اجازه خوانندگی ندارند . پس او زنی را به نام هیشو (هدیه تهرانی) را قاچاقی و دور از چشم ماموران وارد کشور می کند.

نیوه مانگ کارهای جادویی ، دگرگونی و کارهای دیگر موزارت را با غم طنین انداز می کند . موسیقی کردی به طور طبیعی جریان می یابد و یکی از موهبت های فیلم است . موسیقی به طور غریبی خودمانی است . موسیقی ی که از زندگی پر مشغله و سخت انسانها سرچشمه گرفته است .

قبادی همیشه از نابازیگرها استفاده می کند اما شما هیچ وقت نمی فهمید . در حقیقت بازیگران حرفه ای میلی به ایفای اینگونه نقش ها ندارند و بازیگران این فیلم تا اندازه ای شخصیت های خودشان را بازی می کنند . شخصیت هایی که قبادی از زمان بچه گیش در خاطر دارد .

در فیلم هنری قبادی یکی از نقشها برجسته است . هیشو (هدیه تهرانی ) که قبادی آن را از کوههایی پیدا کرده است که 1334 خواننده زن ممنوع به خوانندگی هستند و در تبعید زندگی می کنند. رویای این زنها بر طبل کوبیدن و خواندن در دنیای رنگی خودشان و روی پشت بام ها به واقعیت نمی پیوندد و به سختی به سرکوبی انسانها اعتراض می کنند .     مترجم : فرید عباسی

2 نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 14:48  توسط یاسین محمدی   | 

بهروز وثوقی: در فيلم بهمن قبادی بازی می کنم
بهروز وثوقی، هنرپيشه پرآوازه سينما و تئاتر ايران هم اکنون در سانفرانسيسکو، با همسرش کتايون، زندگی می کند و به تازگی دومين تور اروپايی تئاتر "ماهواره با عشق" را به پايان رسانده و قرار است که در آينده نزديک در فيلمی به کارگردانی بهمن قبادی نقشی را ايفا کند. 

دهه چهل در تاریخ سینمای ایران دهه بسیار پرثمری بوده، بیشترین آثار این زمان آثاری به یادماندنی بوده و راهگشای آثار سینمایی در دهه های بعدی شده اند. به نظر شما چه عواملی باعث خلق چنین آثاری شده است؟

داستان خوب، فيلمبردار خوب، کارگردان خوب و بازيگران خوب عوامل اصلی ساختن يک فيلم خوب هستند. البته در آن زمان - با وجود موقعيتی که داشت - سانسور هم نقش مهمی بازی می کرد.



فرق سینمای قبل و بعد از انقلاب چیست؟

من شخصا فرق زیادی نمی بینم. به نظر من چارچوب سینمای ایران بعد از انقلاب ادامه همان سینمای قبل از انقلاب است. ولی از بابت تکنولوژی در آن زمان با مضیقه روبرو بودیم. بطور مثال در آن زمان امکان صدا برداری سر صحنه وجود نداشت و خرج زیادی داشت. ولی الان این کار خیلی آسانتر شده. فرق دیگر در آزادی نسبی فیلمنامه نویس در بیان مسایل اجتماعی و سیاسی بود و الان بیشتر فیلمها حول مسایل خانوادگی است. این نتیجه گیری بر اساس فیلمهایی بوده که من مشاهده کردم . خیلی از فیلمها هم وجود داره که من ندیدم. سانسور هم نقش عمده ای بازی می کند ولی با این وجود فکر می کنم که در ایران کارهای خیلی خوبی تولید می شود اگر چه در سالهای اول انقلاب وضعیت سینمای ایران زیاد خوب نبود ولی در سالهای بعد سینمای ایران خوب عرضه شده مثلا همه ساله چند فیلم از سینمای ایران در فستیوالهای بین المللی شرکت می کنند و برنده جوایزی هم می شوند.



آثار کدامیک ار کارگردانان ایرانی را بیشتر می پسندید و با کدامیک از آنها ترجیح می دهید که همکاری کنید؟

از کارگردانان گذشته آنهایی که همکاری داشتم که مشخص است. از کارگردانهایی که درحال حاضر فعال هستند، کارهای محسن مخلمباف و بهمن قبادی را می پسندم و قرار است که بزودی با آقای قبادی کاری را شروع کنم.

آیا می توانيد درباره فيلم آقای قبادی که قرار است در آن بازی کنيد اطلاعات بیشتری بدهید؟

اطلاعات زیادی نمی توانم در حال حاضر بدهم. فقط می توانم بگويم که تهیه کنندگان این فیلم غیر ایرانی هستند و فیلم در ترکیه اتفاق می افتد.


بهمن قبادی


در مورد بازیگران ایرانی که در عرصه سینمای ایران بازی می کنند، آیا فرد خاصی وجود دارد که شما کار او را می پسندید؟

تمامی بازیگرانی که من کارهای آنها را دیدم تلاش بسيار چشمگيری در کار خود دارند، که من از این بابت خیلی خوشحالم. ولی در همه سینماهای دنیا بازیگرانی وجود دارند که وجه تمایزی دارند. به نظر من کارهای یرویز پرستویی و امین حیایی خیلی خوب است. ولی بازیگران بسیار خوب دیگری وجود دارند که متاسفانه من کارهای آنها را تا به حال ندیدم.


صحنه ای از نمايش ( از ماهواره با عشق )

بهترین فیلم ساخته شده بعد از انقلاب به نظر شما کدام است؟

فیلم "زمانی برای مستی اسبها" ساخته بهمن قبادی و فیلم "باد ما را خواهد برد" ساخته عباس کیارستمی.

بهترین فیلم سینمای هالیوود به نظر شما چیست؟

اینجا فیلم خوب خیلی زیاد است و فیلمی که به آن علاقه خاصی دارم فیلم "پلهای مدیسون کانتی" ساخته کلینت ایستوود است.

چه چشم اندازی را برای سینمای ایران پیشبینی می کنید؟

اگر فعالیتها به همين صورت ادامه پیدا کند و جلوی ساخت فیلمها و سریالهای بد گرفته شود، من آینده خوبی را می بینیم همینجور که تا به حال خیلی خوب کار کردند.

شخصیت شما به کدامیک از فیلمهایی که بازی کردید نزدیکتر است؟

هیچکدام.

بهترین خاطره زندگی حرفه ای شما چیست؟

در فیلم سوته دلان قرار بود سری را برای من درست کنند که با سر خودم متفاوت بود. وقتی که درست کردند و من آن را بر سر گذاشتم به دلیل سنگینی بیش از حد آن به زمین خوردم. از آنجایی که مواد لازم برای ساخت سر مصنوعی سبکتر نداشتیم به همین دلیل به ایتالیا رفتیم و یک چهره پرداز پیدا کردیم که سری برای ما درست کرد که من اصلا وزن آن را احساس نمی کردم.

از زمانی که از ایران خارج شدید در چه فیلمها و برنامه هايی نقش ایفا کردید؟

تعداد کارهايم زیاد بوده است ولی از هیچکدام راضی نیستم و به بازی در آنها افتخار نمی کنم.



زمانی که کار هنری خود را شروع کردید آیا از شخص خاصی الهام گرفتید؟

زمانی که محصل بودم تحت تاثیر کارهای ملک مطیعی قرار گرفتم. یادم می آید که در اصفهان بودم و فیلم ولگرد یکی از اولین فیلمهای ملک مطیعی بود که خیلی بر روی من تاثیر گذاشت.

آیا درست است که نقش آفرینی شما در فیلم گوزنها که در آستانه انقلاب در ایران بود، نشانی از تغییر نگرش شما نسبت به حکومت شاه و به عبارت دیگر همراهی با انقلاب بود؟

هر فیلمی یک پیامی دارد و بازیگر، حامل آن پیام است. تنها فیلم گوزنها نبود. فیلمهای تنگسیر و خاک هم مساله داشنتد و مساله آنها اجتماعی و سیاسی بود. گوزنها تنها یکی از این فیلمها بود و به به نظر من تاثیر گذار هم بود.



اگر به دوران انقلاب بازگردیم، آیا شما دوباره از ایران خارج می شوید؟

خروج من از ایران به خاطر انقلاب نبود. دوماه قبل از وقوع انقلاب من برای ساخت فیلمی با آقای زرین دست به آمریکا رفتم وقتی که این فیلم را انجام دادم، انقلاب اتفاق افتاد. بعد از آن هم فکر کردم که اوضاع مناسبی برای بازگشت نیست و بدین ترتیب تا به حال ماندگار شدم.

اگر به شما پیشنهاد بازیگری در فیلمی در ایران شود، آیا آن را قبول خواهید کرد؟

در طول این سالها پیشنهاد به من زیاد شده به خصوص در این سالهای اخیر. منتهی داستان هیچکدام از آنها را نپسندیدم. دوست دارم اگر قرار بر این باشد که دوباره در فیلمی در ایران بازی کنم، اگر فیلم بالاتر از فیلمهای قبلی من نباشد، از آنها پایین تر هم نباشد. همانجور که گفتم آقای قبادی زمانی که خط داستان فیلمی بعدی که در دست تهیه دارند را برای من تعریف کرد، من داستان را پسیندیم و قرار شد که با او همکاری کنم.

در کدام شهر زندگی می کنید؟ آیا ازدواج کرده اید؟

هجده سال در لس آنجلس بودم و بعد به سانفرانسیکو رفتم و 10 سال است که در سانفرانسیسکو زندگی می کنم. ازدواج هم کردم و اسم همسرم کتایون است.

چه سبک موسیقی را می پسندید؟

موسیقی سنتی ایرانی هنوز جایگاه خودش را برای من حفظ کرده. به موسیقی غربی هم گوش می کنم. به کارهای داریوش و ابی هم به دلیل اینکه از قدیم با هم همکاری خیلی نزدیک دربسیاری از فیلمها داشتم علاقه خاصی دارم.

با برادر خودتون چنگیز در ارتباط هستید؟

بله با تمام برادرانم در تماس هستیم. بردار کوچکترم شهراد وثوقی مدتی در اینجا بود. اکنون به ایران برگشته و در آنجا مشغول به کار است.

غم انگیز ترین دوران زندگی شما که تاثیر زیادی هم در کار شما گذاشته چه بوده است؟

غربت.

بزرگترین شکست در زندگی تان چه بوده؟

شکستی نداشته ام.

يعنی هر چه را که خواستيد به آن رسيديد و همواره موفق بوده ايد؟

بله.

چی شد که به فکر نوشتن کتاب افتادید؟

به فکر نوشتن کتاب نبودم ولی دوستان زیادی بوند که من را همواره تشویق کردند که خاطرات دوران کاری خودم را در اختیار کسانی قرار بدم که علاقه مندند بیشتر در مورد پشت صحنه های فیلمها و اتفاقاتی که در آن دوران رخ داده، بیشتر بدانند. این کتاب به زبان خیلی ساده ای نوشته شده است.



علاقه مندان به این کتاب چگونه می تواند آن را تهیه کنند؟

در حال حاضر پخش این این کتاب محدود است ولی در چند ماه آینده پخش آن وسیعتر خواهد شد و شاید در ایران هم به چاپ برسد.



2 نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 11:4  توسط یاسین محمدی   | 

سرپل ذهاب در یک نگاه
 

فیلم مستند ( سرپل ذهاب در یک نگاه ) ساخته شد

این فیلم  گزارشی کوتاه از عملکرد شهرداری و معرفی جاذبه های

گردشگری و توریستی این شهرستان ازنگاه دوربین میباشد

تصویر و تدوین : یاسین محمدی (آبیدر فیلم) 

 

2 نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 19:4  توسط یاسین محمدی   | 

علی بخش محمدی (عکاس )
 

علی بخش محمدی (عکاس )

کارشناس جغرافیای انسانی

دیپلم تصویر برداری

دیپلم ادبیات و علوم انسانی

دارای بیش از ۲۰۰۰قطعه عکس از مناظر طبیعی و فرهنگ بومی منطقه سرپل ذهاب

 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 19:14  توسط یاسین محمدی   | 

مهرداد رضایی پور (عکاس)
 

مهرداد رضایی پور

دیپلم علوم انسانی

دیپلم عکاسی

دارای بیش از ۲۵۰۰  قطعه عکس در مورد طبیعت منطقه و مستند اجتمایی

عکاس پشت صحنه ۲ فیلم کوتاه

برگزاری ۵ نمایشگاه انفرادی در شهرستان سرپل ذهاب

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 19:10  توسط یاسین محمدی   | 

 

آبیدر فیلم         آموزش تصویر برداری با ارائه ی گواهینامه از انجمن سینمای جوانان;میکس;مونتاژو مشاوره در امور فیلمسازی            تلفن تماس: